در یک دستهبندی مختصر میتوان پارهای راهکارها را در اصلاح ذهنیتِ اشتباه جوانان برای جذب نشدن به عرفان واره حلقه مؤثر دانست.
در حقیقت حفرههایی در جامعه ما وجود دارد که به دام افتادن افراد به این تشکیلات را تسهیل مینماید. خرافات موجود و نیز افراطهای اخباری مسلکان از این جملهاند. بخش دیگری ازآنچه جذب به عرفان واره حلقه را رونق میبخشد، نبود نسخه مناسب معنوی برای جوانان امروزی است. از سوی دیگر شبهات جدید و مجهز نبودن افراد به عقلانیت و حکمت اسلامی، همگی در به عضویت درآمدن سازمان شبه عرفانی حلقه دخیل بوده است. نهایتا میتوان یکی از علل مهم دیگر را مخالفتِ مخالفان افراطی عرفان اسلامی با معنویت اصیل توحیدی دانست که خودبهخود افرادِ تشنه را به سمتوسوی عرفانهای کاذبی همچون حلقه و سراب معنوی آنها روانه میسازد.
هرچند امروزه و در دوران استقرار جمهوری اسلامی علل دیگری همچون رفتار و سبک زندگی غلطِ برخی مسئولین و روحانیون میتواند بهانهای برای جذب افراد به عرفانوارهها باشد و نباید از این مهم غفلت نمود اما به هر روی راهکارهای ارائهشده در این بخش صرفا جنبه الهیاتی دارد. در ادامه شش دلیل بنیادین به همراه پیشنهادهایی بهصورت مختصر ارائه شده است. نگارنده در عین اعتراف به بضاعت علمی اندک خود، با به کار بستن دلایلی که در ادامه خواهد آمد، توفیق مقابله با عرفان واره حلقه را از سوی خداوند متعال در سالیان گذشته یافته است و خروج افراد از این تشکیلات را با بهکارگیری روشهای گفتهشده، مخصوصا ارائه کاربردیِ عرفان اسلامی بسیار کارگشا دیده است.
ترویج معنویت و عرفان اسلامی
در مواجهه با عرفانهای نوظهور بسنده کردن به رویکرد سلبی، کافی نبوده و مشکل را کاملاً برطرف نخواهد ساخت. لازم است پس از منعِ عرفان وارهها و نقادی آنان، الگویی معنوی و مناسب جوانان معرفی گردد. آنچه در عصر حاضر نیاز افراد به دین و معنویت را شدت میبخشد پیچیدگی دنیای مدرن و سرعت بیشازحد تحولات و تنوع روزافزون مادیات است.
چند دهه قبل استاد مطهری رضواناللهتعالیعلیه دراینباره جملات بسیار دقیقی را مطرح کردهاند:
من بهعنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهى هشدار مىدهم و بین خود و خداى متعال اتمامحجت مىکنم که نفوذ و نشر اندیشههاى بیگانه به نام اندیشه اسلامى و با مارک اسلامى اعم از آنکه از روى سوءنیت و یا عدم سوءنیت صورت گیرد، خطرى است که کیان اسلام را تهدید مىکند. راه مبارزه با این خطر تحریم و منع نیست.
مگر مىشود تشنگانى را که براى جرعهاى آب لهله مىزنند، از نوشیدن آب موجود به عذر اینکه آلوده است منع کرد؟! این ما هستیم که مسئولیم. ما بهقدر کافى در زمینههاى مختلف اسلامى کتاب به زبان روز عرضه نکردهایم. اگر ما بهقدر کافى آب زلال و گوارا عرضه کرده بودیم، به سراغ آبهای آلوده نمىرفتند.[۱]
ازآنجاییکه در سراسر قرآن کریم و روایات معصومین علیهمالسلام آموزههای معنوی بسیاری وجود دارد، میتوان الگوی مناسب را استخراج و در بیانی ساده و کاربردی به جامعه معرفی نمود.[۲]
از سوی دیگر عارفانِ متشرعی در میان عالمان شیعه وجود داشته که بزرگان دین توصیه به الگوگیری از آنان نمودهاند. رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله در اینباره توصیههای فراوان و مهمی را فرمودهاند که تنها بخشهای کوتاهی از آن عبارت است از:
ما قلههاى تهذیب داریم. در همین قم، مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى، مرحوم علامهى طباطبائى، مرحوم آقاى بهجت، مرحوم آقاى بهاءالدینى (رضواناللَّهتعالىعلیهم) قلههاى تهذیب در حوزه بودند. رفتار اینها، شناخت زندگى اینها، حرفهای اینها، خودش یکى از شفابخشترین چیزهایی است که مىتواند انسان را آرام کند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنایی بدهد، دلها را نورانى کند.[۳]
مرحوم آقاى قاضى– میرزا على آقاى قاضى– یکى از حسنات دهر است؛ یعنى واقعاً شخصیت برجستهى علمى و عملى مرحوم آقاى قاضى، حالا اگر نگوییم بىنظیر، حقّاً در بین بزرگان کمنظیر است… مهمترین مسئله در این باب، این است که ما در بین سلسلهى علمى فقهى و حِکمى خودمان در حوزههاى علمیه- در این صراط مستقیم- یک گذرگاه و جریان خاصالخاص داریم که مىتواند براى همه الگو باشد، هم براى علما الگو باشد- علماى بزرگ و کوچک- هم براى آحاد مردم و هم براى جوانها؛ مىتوانند واقعاً الگو باشند.
اینها کسانى هستند که به پایبندى به ظواهر اکتفا نکردند، در طریق معرفت و طریق سلوک و طریق توحید تلاش کردند، مجاهدت کردند، کارکردند و به مقامات عالیه رسیدند؛ و مهم این است که این حرکت عظیم سلوکى و ریاضتى را نه با طُرق مندرآوردى و تخیّلى- مثل بعضى از سلسلهها و دکانهای تصوّف و عرفان و مانند اینها- بلکه صرفاً از طریق شرع مقدّس آنهم با خبرویت بالا، به دست آوردند.[۴]
بنابراین با کاربردیسازی عرفان اسلامی، مخصوصا آنچه در دوران اخیر توسط آیتالله سید علی قاضی طباطبایی رضواناللهتعالیعلیه و برخی شاگردان ایشان ارائه شده است بهخوبی میتوان راهکارهایی در مورد بیماریهای جسمی و روحی ارائه داد. توحید عرفانی قادر است با ایجاد «وحدت درونی و روانی» در افراد آنان را متوجه خداوند متعال ساخته و از درد و رنج آنان بکاهد.
اولین اثرى که توحید بر انسان مىگذارد وحدت روانى است… قرآن مَثل موحد و مشرک را از روان خودشان مىآورد، مىفرماید مَثل یک انسان موحد از نظر روانى مَثل کسى است که خالص و مخلص، تسلیم یک شخص و یک مقام است و یک قدرت بر وجود او حاکم است، سراسر وجودش تسلیم یک قدرت است.
اما مشرک شخصیتش وحدت و همسازى و هماهنگى ندارد، در درون روان و روحش مانند کسى است که چند نفر شریک، مالک وجود او هستند و در وجود او شریکند، مالکهاى بدخو و بداخلاق و ناسازگار که دشمن یکدیگر هم هستند؛ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ[۵] (آدم شَکِسُ الْخُلق یعنى آدم بدخو، تندخو، ناسازگار).
حال، انسانى که در درون روحش قدرتهاى متضاد و ناسازگار و ناهماهنگ حکومت کنند، هر قسمتى از روانش در اختیار یک مالک باشد، این براى خود مىکِشد و آن براى خود، شخصیتى مىشود قطعهقطعه شده، روحى مىشود تجزیهشده و پارهپاره.[۶]
ترویج فلسفه و عقلانیت
امروزه ترویج فلسفه و عقلانیت از ضروریترین کارهاست. بسیاری از شبهاتی که توسط مکاتب نوظهور همچون عرفان واره حلقه مطرح میشود، تنها توسط مبانی قویم فلسفی قابل پاسخگویی است. عرفانهای نوظهور در دوران ما باورهای خود را در چهارچوب مسائل بسیار مهمی همچون زمان، ذهن و مسائل مرتبط با آن، انکار واقعیت، اصل علّیت، تردید در براهین خداشناسی، مجازی بودن هستی مبتنی بر علوم تجربی، سمبلیکانگاری و غیرواقعی دانستن موجودات مجرد و غیبی از راه زبان دین و… بهصورت جدی ترویج میکنند.
فلسفه اسلامی مخصوصاً حکمت متعالیه صدرایی بهخوبی قادر به پاسخگویی به شبهات عرفانهای نوظهور و ابطال آن میباشد؛ و ترویج فلسفه در میان جوانان عاملی برای ممانعت از گرایش آنها به عرفانهای نوظهور خواهد بود. تجربه مواجههی علامه طباطبایی رضواناللهتعالیعلیه و برخی از شاگردان ایشان پیش از انقلاب اسلامی با جریانهای مختلف فکری و نگارش کتابهایی عمومی همچون اصول فلسفه و روش رئالیسم بهترین الگوی علمی برای دوران ماست.
دعوت جوانهای ما به علوم عقلی، بسیار مهم است؛ توجّهِ حوزهها به علوم عقلی و بخصوص فلسفه، خیلی مهم است.[۱]
بههرروی بسط فلسفه با ادبیات مناسب ضروری است.
ازجمله کارهاى بسیار لازم، بسط فلسفه است؛ البته با مبانى مستحکم و ادبیات خوب و جذّاب.[۲]
در فلسفه و علوم عقلی بایستی حرکت خودمان را سرعت بدهیم.[۳]
بالاتر از همه اینها توصیههای رهبر معظم انقلاب اسلامی به ترویج فلسفه برای کودکان است.
یکى از رشتههاى تألیف و کار فلسفى، نوشتن فلسفه براى کودکان است. کتابهای فلسفىِ متعدّدى براى کودکان نوشتهاند و ذهن آنان را از اوّل با مبانى فلسفىاى که امروز موردپسند لیبرال دمکراسى است، آشنا مىکنند. یقینا در نظام شوروى سابق و دیگر نظامهای مارکسیستى اگر دستگاه فلسفه براى کودکان و جوانان بود، چیزى بود که مثلاً به فلسفهى علمى «مارکس» منتهى شود. ما از این کار غفلت داریم. من به دوستانى که در بنیاد ملاصدرا مشغول کار هستند، سفارش کردم، گفتم بنشینید براى جوانان و کودکان کتاب بنویسید. این کارى است که قم مىتواند بر آن همّت بگمارد. بنابراین ازجمله کارهاى بسیار لازم، بسط فلسفه است؛ البته با مبانى مستحکم و ادبیات خوب و جذّاب.[۴]
در جای دیگری فرمودهاند:
یک مسئله، نوشتن کتاب فلسفى براى کودکان است، که غربىها دارند این کار را میکنند. دو سه سال قبل از این، یک کتابى براى من آوردند، من مبالغى نگاه کردم از همان اوّلى که شروع میکند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است. این کتاب، یک کتاب خیلى قشنگى است در باب فلسفه… ما به اینجور کتابى احتیاج داریم. بچههاى ما ذهنشان دارد فلسفى میشود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهنها عقلانیت پیدا کند. جوانهای ما واقعاً سؤال میکنند. این سؤالهایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم. حس سؤالکنندگى دارد زیاد میشود و این همینطور دارد به نسلهای پایینتر منتقل میشود.
بههرروی کودکان، نوجوانان و جوانان امروزی، بیش از گذشته پرسشگر هستند و لازم است بهواسطه فلسفه و علوم عقلی عطش پرسشگری آنان را سیراب نموده تا در جستجوی پاسخ خود به دام مکاتب انحرافی نیفتند.
برگرفته از کتاب عرفانوارهی حلقه دورهی تکمیلی؛ صص ۲۲۷-۲۱۹.
[۱]. سید علی خامنهای؛ بیانات در دیدار دستاندرکاران همایش ملی حکیم طهران (مرحوم آقاعلی مدرس زنوزی)؛ ۰۳/۰۲/۱۳۹۷.
[۲]. سید علی خامنهای؛ بیانات در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی؛ ۲۹/ ۱۰/ ۱۳۸۲.
[۳]. همو، بیانات در دیدار شرکتکنندگان در کنگره «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی»؛ ۲۲/۰۲/۱۳۹۷.
[۴]. همو، بیانات در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی؛ ۲۹/ ۱۰/ ۱۳۸۲.
[۵]. مرتضی مطهری؛ مجموعه آثار (نهضتهای اسلامى در صدساله اخیر)؛ جݣݣ۲۴، صص ۸۶ و ۸۷.
[۶]. رک: امین شمشیری؛ گنج پنهان (کوششی در کاربردی سازی معنویت مبتنی بر توحید).
[۷]. سید علی خامنهای؛ بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم؛ ۲۹/۰۷/ ۱۳۸۹.
[۸]. سید علی خامنهای؛ بیانات در دیدار اعضاى ستاد برگزارى کنگرهى بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید على قاضى قدسسره؛ ۲۶/ ۰۴/ ۱۳۹۱.
[۹]. زمر: ۲۹.
[۱۰]. مرتضی مطهری؛ مجموعه آثار؛ ج۳۰؛ صص ۳۰۰ و ۳۰۱.