تحویل هستی به قوانین و ماشین‌وار انگاری

انسان پس از ادوار اسطوره‌ای – خرافی و حاکمیت دوران فلسفه و ریاضیات، نگاه کلاسیک و قانون‌وار به هستی پیدا نمود. کوپرنیک، کپلر و اندکی بعد گالیله و نیوتن در این ‌بین نقش بسیاری ایفا کرده‌اند. در همین دوران است که گالیله[۱] در رد نظریۀ بطلمیوسی، ثابت کرد که خورشید مرکز هستی است نه زمین. تحول بزرگ بعدی به دست نیوتن اتفاق افتاد. او تفسیر دیگری از هستی ارائه نمود. ایان باربور طبیعت ماشینی نیوتن را این‌گونه معرفی می‌کند:

قوانین حرکت و گرانش نیوتن، به همه‌چیز از کوچک‌ترین ذره در آزمایشگاه گرفته تا دورترین سیاره، قابل اطلاق[۲] (= منطبق) می‌نمود. این تصویر از طبیعت، بسان تصویر رایج در قرون‌وسطی، هنوز حاکی از نظم و نظامی یگانه و هماهنگ بود؛ ولی این بار، بیشتر ترکیبی از نیروها و جرم‌ها بود تا سلسله مراتبی از غایات. این سنتز شکوهمند به‌حق موردستایش بود و کمال قوانین ریاضی‌اش تأثیر ژرفی بر معاصران نیوتن می‌گذارد؛ و در مجموع جهان را به‌صورت یک ماشین پیچیده می‌نمایاند که از قوانین لایتغیری پیروی می‌کند که در هر جزئش دقیقا پیش‌بینی پذیر است.[۳]

کمبودهای نگاه ماشین‌ انگارانه

نگاه ماشین‌ انگارانه دانشمندان غربی در سده‌های ۱۷ تا ۱۹ هرچند قادر به پاسخگویی بسیاری از پرسش‌ها بود اما در تحلیل برخی امور نیز ناتوان می‌نمود.

ناتوانی در تحلیل چیستی نیروی جاذبه

 نیوتن کاشف جاذبه[۴] زمین است. او عقیده داشت نیرویی که سیب را به‌طرف زمین می‌کشد و نیرویی که ماه را در مدار گردش زمین نگه می‌دارد، هر دو یکسان و همان نیروی جاذبه است؛ اما دراین‌بین یک اشکال بزرگ وجود داشت و آن عدم آگاهی نیوتن از علت جاذبه بود.

ناتوانی در تحلیل چیستی فضا

نیوتن در قرن هفدهم کوشیده بود تا چرایی سقوط اجسام به سطح زمین و نیز علت چرخش سیاره‌ها را توضیح دهد. او وجود نوعی نیرو را متصور شده بود که تمام اجسام مادی را به سمت خود می‌کشد و آن را نیروی گرانش نامید و می‌گفت تمام اجسام گیتی با نیرویی متناسب با جرمشان اجسام دیگر را به خود جذب می‌کنند. به ‌این ‌ترتیب نیوتن متصور شد که اجسام در فضا درحرکت‌اند و فضا همچون ظرفی بزرگ و توخالی است که ساختار بی‌نهایت عظیم جهان را در خود جای داده است؛ اما اینکه خود فضا از چه ساخته شده بود، نیوتن از پاسخ به آن عاجز بود. فضا از منظر نیوتن غیرفعال، مطلق، همیشگی و غیرقابل تغییر است. با چنین نگاهی نیوتن توانست بسیاری از قوانین هستی را برای نخستین بار استخراج نماید. وی توانست با مفهوم فضای غیرقابل تغییر (=مطلق) بیشتر حرکت‌هایی که انسان در اطراف خود می‌بیند را توجیه نماید. قوانین نیوتن هنوز هم برای بسیاری از امور همچون پرواز هواپیما‌ها کاربرد دارد. پایۀ‌ همه قوانین نیوتن بر اصلِ واقعی بودن فضا استوار است. به هر روی نیوتن مکان، سرعت و شتاب را نسبی اما زمان را ثابت می‌دانست.

 

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب واکاوی جریان مثبت‌اندیشی؛ صص ۷۰-۷۲.

 

پی‌نوشت:

[۱]. Galilei.

[۲].applicable.

[۳]. ایان باربور؛ علم و دین؛ ص ۴۳.

[۴]. جاذبه یا گرانش یکی از چهار نیروی اصلی طبیعت است. سه نیروی دیگر: الکترومغناطیس، نیروی هسته‌ای ضعیف و نیروی هسته‌ای قوی هستند.